تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

357

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

بكر بودند ايشان را دنبال كردند و عجل پيشاپيش بكر بودند و در آن روز نيك بكوشيدند . سپاهيان ايرانيان ايشان را در ميان گرفتند چندان كه مردم گفتند : « قوم عجل نابود شدند » . پس از آن قبيلهء بكر حمله كردند و ديدند كه عجل پايدارى مىكند و زنى از ايشان مىگويد : ان يظفروا يحرّزوا فينا الغرل * ايها فداء لكم بنى عجل « 1 » « اگر پيروز شوند نابريده‌ها را در ما فروبرند ، روى آوريد اى بنى عجل جان برخى شما باد ! » و نيز براى برانگيختن مردم مىگويد : ان تهزموا نعانق * و نفرش النّمارق او تهربوا نفارق * فراق غير وامق « 2 » « اگر ايشان را شكست دهيد دست در گردن شما مىكنيم و بالش‌ها و فرش‌ها براى شما مىگسترانيم و اگر بگريزيد از شما جدا مىشويم ، جدائى كسى كه ديگر دوست نمىدارد » . بدين گونه يك روز در جبابات با ايشان بجنگيدند . پس ايرانيان تشنه شدند و روى به سيلگاه ذوقار آوردند . قبيلهء اياد « 3 » كه ياران اياس بن قبيصه بودند و با بكر

--> است جريان جنگ به طور كلى مبهم و ناروشن است . البته اگر جز اين بود جاى تعجب بود به خصوص كه هريك از قبايل كوشش داشتند كه افتخار پيروزى را تا آنجا كه مىتوانند به خود ببندند . ( 1 ) - اين شعر با شعر ديگرى كه پس از اين ذكر خواهد شد چنان بىپرده و دور از عفت است كه نمىشود آن را لفظ به لفظ ترجمه كرد . اين‌گونه اشعار براى آن بوده است كه حس غيرت مردان را تا آخرين حد تحريك كنند . اين گونه اشعار به طور ارتجالى و بالبداهه سروده مىشد . ( 2 ) - همين اشعار را به هند دشمن سرسخت محمد ( ص ) نيز نسبت داده‌اند . اين زن اشعار مذكور را پيش از شروع جنگ احد گفته است تا قريش را بر ضد پيغمبر برانگيزاند . ( 3 ) - قبيله‌اى كه زمانى نيرومند بوده است ولى در آغاز ظهور اسلام متلاشى شده بود و نابودى آن به دست ايرانيان بوده است . آيا اين برخورد ميان اياد و ايرانيان ( رجوع شود به مجلهء Orient und Occident ج 1 ص 689 به بعد ) پيش از جنگ ذوقار بوده است ( و بنا بر اين مقصود بقيّهء قبيله بوده است ) و يا پس از جنگ مذكور ، پاسخ اين سؤال به درستى معلوم نيست . اساسا به نظر مىرسد كه در اينجا وصف تازه‌اى از جنگ آغاز شده است .